میزیتو
بلیط هواپیما فلای تودی
فال حافظ

فال حافظ 17 آذر : دو بیت + قدر زندگی و خانواده خود را بدانید

تبلیغ در عصر ترکیه

فال حافظ تو در این لحظه (فال حافظ 17 آذر):

صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش
وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش

طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه
تسبیح و طیلسان به می و میگسار بخش

کبر و غرور شما را از موفقیت دور کرده و به بیراهه می کشاند. سعی کنید از دورویی و ریاکاری برحذر باشید و با اطرافیان صادق و یکرنگ رفتار کنید. از ایرادهایی که دیگران بر شما می گیرند ناراحت نشوید، اشتباهی که کرده اید را قبول کنید.

به زودی به مراد دل خواهید رسید. مراقب افراد حسود و فریبکار باشید. قدر زندگی و خانواده خود را بدانید و با همسرتان با محبت رفتار کنید. به افرادی که دست نیاز به سوی شما دراز می کنند کمک کنید که دعای خیر آن ها در زندگی شما تاثیر مثبت دارد.

متن کامل غزل: اینجا
______________________________________

رازها و فال های بیشتر از حضرت حافظ:

فال حافظ : دو بیت + زندگی آمیخته با سختی و بلندی های زیادی است
فال حافظ : دو بیت + شما نعمت بزرگی دارید
فال حافظ : دو بیت + هیچ آرزو و هدفی با تلاش و زحمت به دست نمی آید

لسان الغیب
لسان الغیب

چرا به حافظ لسان الغیب* می گویند

چون حافظ از دنیا برفت مردم آن روز به تکفیر او پرداخته و او را باده گسار و ضد دین خطاب کرده و بر آن شدند تا از به خاک سپاری پیکر او در مصلای شهر شیراز ممانعت به عمل بیاورند. حتی در میان این افراد، مفتی شهر نیز وجود داشت که به شدت با حافظ مخالفت می ورزید.

مصلی، مکانی در شمال شهر شیراز بود  – هست – که از ساحل شمالی رودخانهٔ خرم‌دره در شمال دروازه‌اصفهان فعلی آغاز می‌شده و تا دامنهٔ کوه چهل مقام امتداد می‌یافته‌است.

این مکان از قدیم مورد احترام مردم شیراز بوده تا جایی که بسیاری از مردم، رسوماتی مانند نماز جماعت، نماز عید فطر و قربان را در این مکان خوش آب‌وهوا به‌جا می‌آوردند و عده‌ای نیز مردگان خود را برای آمرزش، در این مکان به خاک می‌سپردند و بخشی از این منطقه به گورستان عمومی تبدیل شد.

مخالفان خاک سپاری حافظ در این منطقه، در واقع، آنها عده ای بودند که از دین، فقط به ظواهر اکتفا می کردند و در سخن حافظ نیز، فقط متوجه ظاهر بودند و از عمق مفاهیم او خبری نداشتند. این افراد که قشری مذهب هستند، در همه ادوار وجود داشته اند و تفسیر آنها از دین، صرفا در بسندگی به ظواهر شریعت است و هر گونه تفسیر و روزامدی دین را بر نمی تابند.

چون عده‌ای از بزرگان و دانایان شهر با این رفتار مردم مخالف بودند و آنها را نهی می نمودند سرانجام متفق القول شدند تا از کتاب خود او استخاره‌ای بزنند و هرچه از معنای شعر او بدست آمد به آن عمل کنند.

آرامگاه حافظ
آرامگاه حافظ

باری کتاب حافظ را آوردند و آن را به دست کودکی دادند تا به صورت اتفاقی باز کند و شعری را بیرون بیاورد، کودک هم کتاب حافظ را گرفت و آنرا گشود و بدست شخصی‌ داد تا بخواند.

شعر شماره ۸۰ از کتاب حافظ بیرون آمد که:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن دروَد عاقبت کار که کشت

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات بَرَندت به بهشت

بعضی از نویسندگان هم نوشته اند این شعر آمد:

کنون که می دمد از بوستان نسیم بهشت
من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت

مکن به نامه سیاهی ملامت من مست
که اگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت؟

قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گرچه غرق گناهست، می رود به بهشت

در اینجا بود که دهان مردم از این شعر باز ماند و از کار خود پشیمان گشته و نظر به تدفین پیکر پاک حافظ در شیراز و مصلی داده شد.

از همان روز بود که لقب “لسان الغیب” یا زبان جادویی و حرفهای نگفته به حافظ داده شد.

پی نوشت:

* لسان الغیب. [ ل ِ نُل ْ غ َ ] ( ع اِ مرکب ) زبان نهان. || آنکه اسرار نهانی و پنهان گوید. || ( اِخ ) لقب خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی. رجوع به حافظ شود. || نامی است که به دیوان شمس الدین محمد حافظ شیرازی داده اند بعلت تفأل ها که با آن کنند و گویند با واقع مطابقت کند.

عضویت در تلگرام عصر ترکیه عضویت در اینستاگرام عصر ترکیه

1 دیدگاه

  1. قبول دارم غرورم اجازه نمیده بخاطر غم نان ، پول جلوی هر کس ناکس سر خم کنم دست به هر کاری بزنم نمی دونم خودم هم از این قضیه دلخور میشم بعضی اوقات اگ از کسی طلبکارم باشم تا یکی دو سه ماهی سعی میکنم حقم بگیرم بعد دیگ غرورم اجازه نمی ده بیشتر التماس تمنا خواهش کنم شاید خدا اینطور میخاد نمی دونم اینطور عادت کردم دوست هم دارم در وضعیت کاری مالی ام تغییر تحولی ایجاد بشه فعلا که ناتوان عاجزم انشالله خدا از جایی که خودش هر طور صلاح می‌داند برای همه درست کند ، باور میکنین حس میکنم انگار دارم برای مادرم نامه می نویسم خیلی عجیبه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا