فال حافظ 24 آبان : دو بیت + برای جبران فرصت های از دست رفته تلاش کنید

فال حافظ تو در این لحظه (فال حافظ 24 آبان):
گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر
خرم آن روز که با دیده گریان بروم
تا زنم آب در میکده یک بار دگر
اگرچه تلاش بسیار کرده اید و برای رسیدن به مراد دل از همه چیز مایه گذاشته اید اما به نتیجه دلخواه خود نرسیدید.
بسیار غمگین هستید اما غصه خوردن دردی را دوا نمی کند، بهتر است ناامیدی را رها کرده و راه های دیگر را امتحان کنید.
اسرار خود را نزد نامحرمان فاش نکنید، اگر قدر زحمات شما را ندانسته ناراحت نباشید، اگرچه وفادار نبود اما به زودی با پشیمانی به سوی شما بازخواهد گشت. برای جبران فرصت های از دست رفته تلاش کنید.
متن کامل غزل: اینجا
______________________________________
رازها و فال های بیشتر از حضرت حافظ:
فال حافظ : دو بیت + خداوند همیشه نگاهش به شما بوده و هس
فال حافظ : دو بیت + آتش غم در سینه شما زبانه می کشد
فال حافظ : دو بیت + خودتان را از خوشی ها محروم کرده اید

مفاهیم عرفانی در شعر حافظ
افزون بر اینها، به اعتبار اشعار حافظ، وی به طور قطع با عرفان و سلوک معنوی آشنا بوده و تجربیات خود را در این مسیر در اشعارش آورده، به همین دلیل نیز در اشعار او بسیار به اسرار و معانی عرفانی اشاره رفته است، به طوری که به گفته جامی هیچکس به قدر حافظ بر مشرب صوفیه سخن به موافقت نگفته است.
از جمله، برداشت حافظ از یگانگی حقیقت و یکتایی هستی، به وحدت وجود، که برخی صوفیه به آن معتقدند، سخت نزدیک است.
وی نیز، مانند ابن عربی،عینیت ذات را با اعیان ممکنات محقق میشمرد و لازمه درک این یگانگی با ذات حق را رفع حجاب خودبینی میدانست.
حافظ نیز، مانند برخی عرفاً، برای ممکنات (کثرات) از استعاره زلف استفاده کرده و با این تعبیر دو نقش متضاد برای ممکنات قائل شده است: از یک سو کثرات (زلف) را راهی برای وصول به وحدت و از سوی دیگر آن را مانع و راهزن طریق وحدت میشمرد و اشتغال به آن را موجب بازماندن از سیر به سوی وحدت با حق میداند.
وی زیباییها و کمالات کثرات را، به دلیل پیوند آنها با حق، میستاید و هر گونه خطا را از صانع آنها دور میداند و کاستیها را از لوازم گریزناپذیر جنبه امکانی موجودات میشمارد.
محدودیتهای عالَم با چنین نگاه خطاپوشی محو میشود و هر دو عالَم، فروغ روی حق میگردد و از اینرو، وی میگوید که خطا بر قلم صنع نرفته است.
همانگونه که عرفا جهان را طفیلِ عشق حق به ظهورِ حُسنِ خود میدانند،حافظ نیز از تجلیِ حسن ازلیِ حق و عشق حق به ظهورِ مَظاهر خود، دم میزند و به انسان در ماجرای این عشق جایگاه ویژهای میدهد، زیرا انسان تنها موجودی است که حقیقت یگانه، صورت خویش را در او میبیند.
در این باره حافظ، مانند برخی عرفا، از تمثیل آیینه استفاده میکند.
به نظر حافظ عشقی که در آدمی است ناشی از همین حسن حقیقت یگانه و عشق او به خویش و حسن خویش است و انسان به سبب خاصیت آیینگی، شایستگی عاشقی و معشوقی یافته و این خاصیتی است که در فرشتگان نیست و به همین سبب فرشتگان آدم را تکریم میکنند.
همین عشق از نظر حافظ و عرفا هدف و مقصود هستی، یعنی یگانه راه وصول به وارستگی و عرفان حق، است
و البته این عشق با استمداد از عقل و درس ممکن نیست، بلکه فقط با پیراستگی خود از آلودگیها میسر میگردد و این راهی پرخطر و موقوف هدایت است نه به کسب و اختیار، با این حال انسان مختارانه باید در این راه بکوشد و از حظوظ نفسانی بپرهیزد.
غیر از چنین مفاهیم عرفانی در اشعار حافظ، وی به برخی شعائر و نهادهای صوفیه نیز اشاره دارد و گاهی از آنها با حرمت یاد میکند و حتی خود را به چنین شعائر و نهادهایی وابسته میداند، مانند خرقهپوشی، [۷۴]
سیر معنوی در کنج خانقاه داشتن، صوفی صومعه بودن، پیر طریقت داشتن و همچنین است توصیههایی به سیر در مقامات معنوی.
خدا بیامرزدت ای حضرت حافظ.
فقط میتونم بگم عالی بود ۰(ممنون)
والله حقیقتا دلم به شما روشن هست و تا اینجا نظر به ظاهر خیرخواه و خدا ترس باشید اما نگرانم برای شما که نمی دانم کیستید مشگلی پیش بیاد یا به زحمت مشقتی گرفتار شوید هدف از اینکه خداوند میفرماید نکند بخاطر حرف حدیث ها و دست اندازی سنگ اندازی دیگران ابلاغ کلام حق فراموش شود یا بخاطر ترس هایمان به آن بی تفاوت باشیم که از چشم خدا بیفتیم میفرماید تمام کمال اجرو پاداش هر زحمت سختی به هر عنوان باشد به بهترین نحو جبران مینماید و ما را کمتر از لحظه ای تنها نخواهد گذاشت آنچنانکه همیشه حمایت حق با راستگویان است ،