بلیط هواپیما فلای تودی
میزیتو
خبرهای ویژه

از فولبرایت تاUSAID؛ ایالات متحده ابزارهای قدرت نرم خود را رها می‌کند

دولت ترامپ نتوانست درک کند که ارتباطات موثر نیازمند اعتبار است و یک رسانه خبری که می‌تواند حتی حامی خود را مورد انتقاد قرار دهد، تاثیر بیشتری نسبت به کسانی دارد که هر حرفشان در راستای خط مشی حزب است.

کرمان موتور

عصرترکیه – نشانه‌های زیادی وجود دارد که سیاست بین‌الملل وارد دوران جدیدی شده است، اما در میان این نشانه‌ها، تعداد کمی به اندازه تحول شگفت‌انگیز در رویکرد ایالات متحده به سیاست جهانی مشهود است.

در دوره پس از جنگ سرد، ایالات متحده این دیدگاه را پذیرفت که قدرت در جهان نه تنها به نیروی نظامی و اقتصادی (قدرت سخت)، بلکه به جذابیت ناشی از فرهنگ و ارزش‌های آن (قدرت نرم) نیز بستگی دارد. پروفسور “جوزف نای” از دانشگاه هاروارد، مفهوم “قدرت نرم” را در اواخر جنگ سرد و در دوره‌ای که ایالات متحده در حال ارزیابی مجدد استراتژی جهانی خود بود، مطرح کرد.

از دیدگاه “نای”، تحلیلگران آمریکایی دریافتند که موفقیت ایالات متحده در جنگ سرد، ناشی از عواملی مانند سفر به ماه یا فیلم‌های محبوب، و همچنین فعالیت‌هایی مانند بورسیه‌های دولتی برای تحصیل در موسسات آمریکایی(فولبرایت)، انتشار اخبار بی‌طرفانه از طریق رسانه‌های بین‌المللی تحت حمایت دولت و پروژه‌های توسعه برای ترویج دموکراسی در خارج از کشور است.

در دوران جنگ سرد، دولت‌های ایالات متحده نمایشگاه‌هایی برپا کردند، فرهنگ تجاری جذابی ایجاد کردند، روابط دوجانبه‌ای مبتنی بر احترام را توسعه دادند و یک سبک زندگی جذاب را به جهان ارائه دادند و سایر کشورها پس از جنگ سرد تلاش کردند سیاست‌های مشابهی را دنبال کنند. در دوران پس از ۱۱ سپتامبر، در حالی که سیاست‌ها دوباره شکل می‌گرفتند، واشنگتن توسعه اقتصادی را بیشتر در مرکز سیاست خود قرار داد و با ترکیب قدرت سخت و قدرت نرم، مفهوم “قدرت هوشمند” را توسعه داد.

ایالات متحده در راستای سیاست قدرت نرم، سیاست‌های خود را به منظور همسو شدن بیشتر با دیدگاه‌های بین‌المللی در مسائل قومی تغییر داد. بارزترین مثال این امر را می‌توان در اقدامات دوران دوایت دی. آیزنهاور و جان اف. کندی مشاهده کرد. در این دوره، دولت ایالات متحده دریافت که بهترین راه برای مقابله با ادعای شوروی مبنی بر اینکه “ایالات متحده یک کشور نژادپرست است” این است که واقعاً کمتر نژادپرست باشد!

اما به نظر می‌رسد این رویکرد اکنون متعلق به گذشته است. امروزه نظریه و عمل قدرت نرم به پایان رسیده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، با یک سری تصمیمات شگفت‌انگیز، بیشتر فعالیت‌های قدرت نرم ایالات متحده را به حالت تعلیق درآورد و موسسات مربوطه را تعطیل کرد. برنامه‌هایی مانند فولبرایت و صدای آمریکا تقریباً به طور کامل رها شده‌اند. ابزارهای اصلی قدرت هوشمند، مانند آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده(USAID) نیز اکنون فقط در خاطرات باقی مانده است. اما این وضعیت به چه معناست؟

اساس سیاست‌های دولت ترامپ، اندیشه “اول-آمریکا” است. بر اساس این درک، صرف پول مالیات‌دهندگان برای توسعه بین‌المللی یا بورسیه‌های دانشجویان خارجی، به معنای هدر دادن منابع است. بر اساس این درک، منابع باید در داخل کشور صرف شوند یا برای کاهش مالیات مورد استفاده قرار گیرند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، استدلال می‌کند که تمام عناصر سیاست خارجی باید به امنیت ایالات متحده کمک کنند، اما این رویکرد دارای کمبودهای جدی است.

حقیقت این است که در دنیای امروز، داشتن یک تصویر مثبت در عرصه بین‌المللی یک تجمل نیست، بلکه یک عنصر اساسی از امنیت است. حتی ژنرال‌های آمریکایی نیز این را می‌دانند! با بیان مشهور دریاسالار مایک مولن، هر دلاری که برای دیپلماسی هزینه نشود، باید برای مهمات هزینه شود. دشمنان آمریکا نیز از این واقعیت آگاه هستند. کشورهای رقیب به طور مداوم بر اهمیت تضعیف اعتبار رقبا از طریق انتشار اطلاعات نادرست، اخبار جعلی و فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده تاکید می‌کنند.

به عبارت دیگر، ابزارهای قدرت نرم، به اندازه ناوهای هواپیمابر یا تفنگداران دریایی برای امنیت ایالات متحده حیاتی هستند. علاوه بر این، اعتبار چیزی نیست که فقط در صورت تمایل ایجاد شود. جهان حتی بدون دسترسی به ابزارهای قدرت نرم، به ارزیابی ایالات متحده از طریق صادرات، صنعت سرگرمی و سیاست‌هایش ادامه خواهد داد. ایالات متحده دائماً با سایر کشورها مقایسه خواهد شد، اما دیگر مانند گذشته توانایی شکل دادن به این روند را نخواهد داشت.

اگر کشورهای دیگر بتوانند ظرفیت رهبری خود را نشان دهند، استانداردهای بین‌المللی بالایی را در داخل و خارج از کشور اتخاذ کنند و چشم‌انداز بهتری از آینده ارائه دهند، می‌توانند مزایایی را که ایالات متحده زمانی از آن برخوردار بود، تصاحب کنند. در نتیجه، اعتبار، امنیت و دنیای قدرت نرم هنوز وجود دارند، اما ایالات متحده دیگر در مرکز این دنیا قرار ندارد و حتی ممکن است به عنوان یک مانع در نظر گرفته شود.

حذف سایر رسانه‌های تحت حمایت دولت، به ویژه یک گام معکوس است. در دوره اول دولت ترامپ، این دولت از این ناراحت بود که این رسانه‌ها گاهی اوقات محتوایی ارائه می‌دهند که از رئیس جمهور نیز انتقاد می‌کند. دولت نتوانست درک کند که ارتباطات موثر نیازمند اعتبار است و یک رسانه خبری که می‌تواند حتی حامی خود را مورد انتقاد قرار دهد، تاثیر بیشتری نسبت به کسانی دارد که هر حرفشان در راستای خط مشی حزب است. این اقدامات دولتی که از دموکراسی و آزادی بیان دفاع می‌کند و کار را برای کسانی که می‌خواهند مخالفان را سرکوب کنند آسان می‌کند، قابل درک نیست.

درمجموع به نظر می‌رسد دولت ترامپ هنوز امیدوار است که از طریق فرهنگ و ارزش‌ها تحسین جهانی را جلب کند، اما این بار به جای مدافعان آزادی بیان، به دنبال تایید رهبران اقتدارگرا و الیگارش‌ها است.

منبع- آناتولی

نویسنده-نیکلاس جی. کال، استاد ارتباطات و دیپلماسی عمومی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی

ترجمه اختصاصی و بازنویسی عصرترکیه

 

عضویت در تلگرام عصر ترکیه عضویت در اینستاگرام عصر ترکیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا