آیا تمام گربه های نژاد دار محصول دستکاری انسان ها هستند؟
بیشک انسانها با دخالت در انتخابهای ژنتیکی، نژادهای متنوعی از گربهها را خلق کردهاند

بیشک انسانها با دخالت در انتخابهای ژنتیکی، نژادهای متنوعی از گربهها را خلق کردهاند؛ اما پرسش اینجاست که آیا در میان این همراهان کوچک، نژادهایی وجود دارند که بدون دخالت مستقیم دست انسان و بهصورت طبیعی تکامل یافته باشند؟
در پاسخ باید گفت که بله، بسیاری از نژادهای محبوب امروزی که با نام علمی نژادهای بومی (لندریس) شناخته میشوند، محصول مستقیم انتخاب طبیعی و انطباق با محیط زیست هستند. این گربهها طی قرنها در مناطق جغرافیایی منزوی، ویژگیهای ظاهری و رفتاری خاصی را برای بقا در آن اقلیم بهدست آوردهاند. بهعنوان مثال، نژاد مینکوون با جثهای بزرگ و پوشش ضدآب، برای زنده ماندن در زمستانهای سخت آمریکای شمالی تکامل یافت، یا نژاد وان ترکی که بهدلیل نزدیکی به دریاچه وان در ترکیه، بهطور طبیعی قابلیت شناگری و پوشش موی خاصی پیدا کرد که سریع خشک میشود.
در واقع، انسانها در مورد نژادهای بومی، صرفاً ویژگیهای موجود در طبیعت را شناسایی و با استانداردسازی، آنها را بهرسمیت شناختهاند، نه اینکه از ابتدا آنها را در آزمایشگاههای تکثیر خلق کرده باشند.
کمتر از ۱۰ درصد کل گربههای زمین در دستهبندی نژادهای خاص قرار میگیرند
آمارهای جهانی نشان میدهد از میان بیش از ۶۰۰ میلیون قلاده گربه که در سراسر کره زمین پراکندهاند، کمتر از ۱۰ درصد آنها در دستهبندی نژادهای خاص قرار میگیرند. این آمار خیرهکننده، پرسشی بنیادین را در ذهن زیستشناسان و علاقهمندان به دنیای حیوانات ایجاد میکند: آیا نژادهای خالص یا اصیل، حاصل مهندسی و مداخله انسان هستند یا طبیعت بهتنهایی آنها را پدید آورده است؟
پاسخ به پرسش مذکور، پیچیدهتر از یک بله یا خیر ساده است. به گفتهی لزلی ای. لیونز، متخصص ژنتیک گربهها در دانشکده دامپزشکی دانشگاه میزوری، بخش بزرگی از نژادهایی که ما امروز میشناسیم، محصول ۱۴۰ سال اخیر هستند. در این بازه زمانی کوتاه، انسانها با انتخاب گزینشی ویژگیهای ظاهری خاص، باعث شکلگیری نژادهای جدید شدهاند.
گروهی از گربهها با وجود دخالتهای انسانی، تحت عنوان نژادهای طبیعی شناخته میشوند. اعضای این گروه از جمعیتهایی مشتق شدهاند که طی هزاران سال، تحت تأثیر مستقیم عوامل محیطی و اقلیمی تکامل یافتهاند. در واقع، طبیعت با استفاده از مکانیسم انتخاب طبیعی، ویژگیهای فیزیکی این جانوران را برای بقا در زیستگاههای خاص صیقل داده است. در میان این میراثهای کهن طبیعت، نامهای آشنا و محبوبی به چشم میخورد:
گربه مینکوون که برای بقا در سرمای شمال آمریکا تکامل یافته است.
گربه سیبری با پوشش خز ضخیم و چندلایه برای مقابله با یخبندانهای روسیه.
گربه روسی آبی با ظرافتی ریشهدار در اروپای شمالی.
گربه جنگلی نروژی با پاهای نیرومند برای صخرهنوردی.
گربه وان ترکی که شناگری ماهر از سواحل دریاچه وان است.
گربه مائوی مصری که کهنترین نژاد اهلی محسوب میشود و تصاویرش بر دیوارههای معابد باستانی نقش بسته است.

مینکوون

جنگلی نروژی

وان ترکی

مائوی مصری

روسی آبی

سیبری
نژادهای مذکور ثابت میکنند پیش از آنکه انسانها با استانداردهای زیباییشناسی خود وارد عمل شوند، طبیعت در حال طراحی ماشینهای بقای منحصربهفردی بوده است که امروز آنها را بهعنوان نژادهای اصیل میستاییم.
بررسی ریشههای بیولوژیکی گربهها نشان میدهد که تکامل نژادهای طبیعی شباهت خیرهکنندهای به فرآیند پیدایش گونههای وحشی دارد. سارا هارتول، پژوهشگر حوزه ژنتیک گربهها و بنیانگذار پایگاه اطلاعاتی مسیبیست، معتقد است که نیاکان نژادهای طبیعی تحت همان شرایطی شکل گرفتهاند که گونههای حیات وحش در طبیعت پدید میآیند.
هارتول توضیح میدهد: «نژادهای طبیعی را میتوان گامی در مسیر گونهزایی در نظر گرفت.» به این معنا که گربههای بومی در آستانه تبدیل شدن به گونهای کاملاً متمایز بودهاند. در بیشتر موارد، شکلگیری نژادها نتیجهی مستقیم انطباق با محیط زیست است. بهعنوان نمونه، در مناطق غربی روسیه، شرایط آبوهوایی بسیار سرد و برفی باعث شد تا گربههایی با استخوانبندی درشت و پوشش خز بسیار ضخیم شانس بیشتری برای بقا داشته باشند؛ همین ویژگیهای فیزیکی بعدها به سنگبنای نژاد جنگلی سیبری تبدیل شد.
در مقابل، در جنوب شرقی آسیا و مناطق ساحلی اقیانوس هند، شرایط گرم و مرطوب حاکم بود. این اقلیم، گربههایی با بدن کشیده و باریک، موهای کوتاه و گوشهای بزرگ را ترجیح میداد تا فرآیند دفع حرارت بدن بهراحتی صورت گیرد. این ویژگیهای محیطزیستی در نهایت بستر را برای ظهور نژاد حبشی فراهم کرد. در واقع، گربههای مناطق گرمسیر نمونههای بارز مهندسی طبیعت هستند که پیش از دخالت انسان، کدهای ژنتیکی خود را با جغرافیای محل سکونتشان تنظیم کرده بودند.
عامل دیگری که در برخی موارد باعث پیدایش نژادهای طبیعی میشود، انزوای جغرافیایی است. این پدیده که در علم ژنتیک با نام «اثر بنیانگذار» شناخته میشود، زمانی رخ میدهد که جهش ژنتیکی خاص — حتی اگر مزیتی برای بقای حیوان نداشته باشد — به دلیل کوچکی و محدودیت خزانه ژنتیکی در جمعیتی منزوی، گسترش مییابد. جزیرهی من در دریای ایرلند، نمونه بارزی از این اتفاق است.
گربههای امروزی دیگر چندان طبیعی محسوب نمیشوند
در جزیرهی من، جهشی ژنتیکی که باعث کوتاهی دم میشد، به دلیل جفتگیریهای درونجمعیتی میان گربههای منزوی شیوع پیدا کرد و در نهایت به پیدایش نیاکان نژاد مانکس منجر شد. با اینحال، میراث طبیعی جزیره من همیشه بیخطر نیست؛ گربههای نژاد مانکس امروزه به دلیل جهش مربوط به دم، ممکن است از نقصهای ستون فقرات رنج ببرند.
نکتهی چالشبرانگیز در مطالعهی چنین گربههایی، اینجاست که اگرچه نیاکان نژادهای مذکور در شرایط کاملاً طبیعی تکامل یافتهاند، گربههای امروزی این نژادها دیگر چندان طبیعی محسوب نمیشوند. لزلی لیونز میگوید: «تمامی نژادها، فارغ از نوع گونهشان، تحت تأثیر انسان بودهاند.»
بر اساس مطالعهای که در نشریه علمی ژنتیک حیوانات منتشر شده و لیونز نیز در نگارش آن مشارکت داشته، تکثیر گزینشی گربهها در قرن گذشته به شکلی تصاعدی افزایش یافته است. دخالتهای انسانی باعث شده تا فشارهای محیطی — همان عواملی که در ابتدا نژادهای طبیعی را شکل داده بودند — از میان بروند و جای خود را به استانداردهای موردپسند انسان بدهند. در واقع، جوامع انسانی با فراهمسازی محیطی امن و کنترلشده، فرآیند تکامل طبیعی گربهها را متوقف کرده و آنها را به مسیری که خود میخواستیم هدایت کردهاند.

نژاد مانکس
نژاد مانکس، مثال خوبی برای بررسی دخالت انسان است؛ این گربه احتمالاً در حالت عادی و به دلیل فقدان تنوع ژنتیکی و آثار مخرب جهش مربوط به دم کوتاه، در چرخه طبیعت منقرض میشد، اما امروزه صرفاً به دلیل تکثیر هدفمند توسط انسانها همچنان بهطور گسترده حضور دارد.
با اینحال، در جوامع علمی تلاشهایی برای تغییر وضعیت در جریان است. لزلی لیونز اشاره میکند: «یا باید نژاد گربه را بازنشسته کنیم (تکثیر آن را متوقف کنیم) یا راهی برای بهبود سلامتی آنها بیابیم. شاید بهتر باشد به سمت پرورش گربههای مانکس دمدار حرکت کنیم تا از بروز مشکلات نخاعی پیشگیری شود.» تغییر رویکرد، نشاندهندهی بیداری وجدان علمی در میان متخصصان ژنتیک است؛ جایی که سلامت و کیفیت زندگی حیوان، بر حفظ استانداردهای ظاهری و فانتزی نژادها اولویت پیدا میکند.
تداوم پیوند با ریشهها در تمام نژادها یکسان نیست و برخی از نژادهای طبیعی، نسبت به سایر همتایان خود، ارتباط بسیار قویتری با ریشههای باستانیشان حفظ کردهاند. برای مثال، گربههای سیبری امروزی از نظر ژنتیکی و ساختار فیزیکی شباهت خیرهکنندهای به اجداد خود دارند. علت ثبات ژنتیکی به رویکرد هوشمندانه پرورشدهندگان بازمیگردد؛ این افراد بهطور منظم گربههای جدیدی را که بهصورت ولگرد یا حیوان خانگی در سرزمین مادری نژاد (روسیه) یافت میشوند، وارد برنامههای تکثیر خود میکنند.
تزریق مداوم ژنهای تازه از دل طبیعت، باعث میشود تا خزانه ژنتیکی نژاد سیبری غنی باقی بماند و از تضعیف بیولوژیکی ناشی از جفتگیریهای تکراری و بسته جلوگیری شود. روش مذکور نشان میدهد که چگونه میتوان با الهام از الگوهای جابهجایی در طبیعت، اصالت و سلامت یک نژاد باستانی را در دنیای مدرن حفظ کرد.

در مقابل نژادهایی که اصالت خود را حفظ کردهاند، نژادهای دیگری وجود دارند که هم از نظر ژنتیکی و هم از نظر ظاهری، تفاوتهای چشمگیری با نیاکان اولیه خود پیدا کردهاند. برای مثال، نژاد روسی آبی را در نظر بگیرید؛ پس از جنگ جهانی دوم، برای جلوگیری از انقراض کامل این نژاد، متخصصان آنها را با گربههای سیامی تلاقی دادند. از آن زمان به بعد، پرورشدهندگان نژاد روسی آبی را به انواع مشخصی تقسیم کردهاند که امروزه تفاوت ظاهری آشکاری با نمونههای اولیه و اصلی خود دارند.
بنابراین، در جمعبندی نهایی باید گفت: بله، نژادهای طبیعی گربه وجود دارند، اما گربههای امروزی دیگر بهطور کامل محصول طبیعت نیستند. ویژگیهایی که امروزه بهعنوان شناسنامهی یک نژاد مانند مینکوون شناخته میشود — از جمله جثه بسیار بزرگ، فک مربعیشکل و حتی داشتن شش انگشت یا بیشتر در دستها — اگرچه شباهتهایی به مینکوونهای کشف شده در قرن نوزدهم دارد، در واقع از طریق «انتخاب مصنوعی» حفظ و در برخی موارد حتی دچار اغراق شدهاند.
لزلی لیونز در پایان میگوید: «همه چیز به سلیقهی مردم بستگی دارد. ممکن است نوعی خاص از گربهها بسیار محبوب شود و ظاهر کل نژاد را تغییر دهد؛ سپس با ظهور مد جدید، این روند دوباره به سمت دیگری متمایل شود.» سخنان لیونز نشان میدهد که حتی نژادهای باستانی نیز امروزه در چنبره ترجیحات انسانی گرفتار شدهاند و ظاهر آنها بیش از آنکه تابع نیازهای بقا در طبیعت باشد، تابع استانداردهای زیباییشناسی در نمایشگاههای گربه است.
منبع:زومیت


