۱۰ باور غلطی که سینما در ذهن ما کاشته است
در سالهای اخیر، فیلمها از نظر علمی دقیقتر شدهاند، اما همچنان دروغهای فناورانه بسیاری وجود دارد که احتمالاً بهواسطه سینما آنها را باور کردهاید

در سالهای اخیر، فیلمها از نظر علمی دقیقتر شدهاند، اما همچنان دروغهای فناورانه بسیاری وجود دارد که احتمالاً بهواسطه سینما آنها را باور کردهاید. فیلمسازان برای جذب هرچه بیشتر مخاطبان به سینما، پیشرفتهای تکنولوژیک را بهشدت دراماتیک میکنند. نتیجه این رویکرد، شکلگیری مجموعهای از کلیشههای نادرست درباره فناوری در فیلمهاست که آنقدر تکرار شدهاند که بسیاری از تماشاگران آنها را واقعیت میپندارند، نه داستانی تخیلی.
سینما همواره درباره فناوری اغراق میکند. از یک سو، میتوان گفت که این امر در نمایش برخی تکنولوژیها یا فرایندها اجتنابناپذیر است، زیرا نسخههای واقعگرایانه آنها معمولاً برای سینما هیجانانگیز نیستند. از سوی دیگر، این ترفندهای سینمایی بدون تردید به سوءبرداشت عمومی از اصول و مفاهیم علمی بهظاهر ساده دامن زدهاند. در هر صورت، دروغهای فناورانهای که بهواسطه فیلمها باور کردهاید، همچنان پابرجا خواهند ماند. فیلمها، فارغ از هر ژانری، ناگزیرند برای سرگرمی، روایت داستان یا انتقال پیامهای خاص، واقعیت فناوری را کش بدهند.
۱۰. عملیات هک نمایشی و غیرواقعی
با توجه به اینکه Skyfall برای بسیاری از بینندگان بهترین فیلم جیمز باند محسوب میشود، نمایش نادرست هک در این فیلم در سال ۲۰۱۲ تا حدی خندهدار است. در ابتدای ماجرا، مسئول تدارکات MI6 و نابغه فرضی رایانه، یعنی کیو، تلاش میکند با اتصال مستقیم رایانه سیلوا به شبکه داخلی سازمان، آن را فوراً به خطر بیندازد. سپس فیلم، فرایند هک را با گرافیکهای بصری چشمنواز و اغراقآمیز به تصویر میکشد. اگرچه Skyfall در برخی جنبههای مربوط به کدنویسی نکات درستی را ارائه میدهد، اما بهشدت از ماهیت معمولاً نامحسوس و غیرنمایشی هک فاصله میگیرد. علاوه بر این، سرعت و آنیبودن عملیات هک برای ایجاد تأثیر سینمایی بزرگنمایی شده و از واقعیت آهسته و روشمند این فرایند انحراف دارد.
۹. بهبود تصاویر بدون هیچ محدودیتی
فیلم Enemy of the State مرتکب یکی از خطاهای رایج سینمایی میشود: نمایش نرمافزارهایی که قادرند تصاویر را بهطور نامحدود بهبود دهند. در دنیای واقعی، ارتقای کیفیت یک تصویر با وضوح بسیار پایین فراتر از کیفیت اولیه آن غیرممکن است. این فیلم درباره توانایی ابزارهای بهبود تصویر بهشدت اغراق میکند و محدودیتهای اطلاعات پیکسلی، بهویژه در تصاویر دوربینهای امنیتی با وضوح پایین، را نادیده میگیرد. Enemy of the State حتی فراتر میرود، جایی که نرمافزار بهطرزی غیرقابلباور تصاویر موجود را میچرخاند و سپس تصاویری خارج از میدان دید هر دوربینی را پیشبینی میکند. هرچند این اثر یکی از بهترین فیلمهای جاسوسی تاریخ به شمار میآید، اما روایت دراماتیک را بر پایبندی به محدودیتهای فناورانه بهبود تصویر ترجیح میدهد.
۸. گفتوگوی رباتها از طریق صدا
گفتوگوهای C-3PO و R2-D2 از دوستداشتنیترین عناصر این مجموعه علمیتخیلی محبوب هستند و همهچیز از نخستین فیلم Star Wars آغاز شد. با این حال، این مکالمات نمونهای بسیار نادقیق از نحوه ارتباط رباتهای پیشرفته مبتنی بر هوش مصنوعی را ارائه میدهند. در واقعیت، رباتها تنها به تبادل بیتهای داده برای ارتباط با یکدیگر نیاز دارند و نیازی به تولید هیچگونه صدای قابلتشخیص ندارند. البته باید اذعان کرد که زبان دوتایی، گفتار درویدها یا زبان آسترومک در Star Wars نسخهای بسیار سرگرمکنندهتر، از این فرایند است. این زبان رباتی با وجود دقیق نبودن، انسانیت و شخصیت بیشتری به بهترین درویدهای Star Wars میبخشد.
۷. شکستن آسان دادههای رمزگذاریشده
فیلم Mercury Rising بر داستان پسری ۹ ساله تمرکز دارد که بهطور اتفاقی یک شماره تلفن محرمانه دولت ایالات متحده را از طریق یک کتاب معمای عددی رمزگشایی میکند. از نظر فنی، چنین چیزی غیرممکن است، زیرا دادههای رمزگذاریشده تنها با کلید صحیح قابل رمزگشایی هستند و نه بهصورت تصادفی، مانند آنچه که در Mercury Rising به تصویر کشیده میشود. علاوه بر این، استفاده از روشهای موسوم به حمله جستوجوی فراگیر برای دسترسی به چنین دادههایی به زمانی معادل طول عمر یک انسان نیاز دارد. هرچند خطاهای پیادهسازی یا طراحی میتوانند دادههای رمزگذاریشده را آسیبپذیر کنند، اما در Mercury Rising چنین وضعیتی مطرح نمیشود؛ چرا که فیلم ادعا میکند از امنترین شکل رمزگذاری دادهای استفاده شده که آژانس امنیت ملی آمریکا در آن مقطع قادر به طراحی آن بوده است. با این حال، انصافاً باید گفت که تماشاگران معمولاً فیلمهای اکشن بروس ویلیس مانند Mercury Rising را بهخاطر دقت علمی تماشا نمیکنند.
۶. واقعی بودن محفظههای زیستی
فیلم کلاسیک علمیتخیلی Alien با بیدار شدن خدمه فضاپیمای باری دوربرد نوسترومو از حالت استاسیس (Stasis) آغاز میشود. استاسیس که با نامهای دیگری مانند هایپراسلپ، تعلیق زیستی یا خواب زمستانی نیز شناخته میشود، وضعیتی است که در آن یک انسان درون محفظهای قرار میگیرد که فرایندهای زیستی بدن را بهطور موقت و بدون عوارض متوقف میکند. این مفهوم بهعنوان راهی نظری برای جابهجایی ایمن انسانها در فواصل چندین هزار سال نوری در فضا، بدون پیر شدن آنها، مطرح شده است. در واقعیت، هیچ روش علمی شناختهشدهای برای تحقق چنین حالتی وجود ندارد، زیرا انجماد کرایوژنیک یا هر نوع تعلیق زیستی، هنگام ذوب شدن یا آزادسازی فرد، به آسیبهای دائمی منجر میشود. با این حال، این ایده همچنان یکی از کلیشههای رایج سینمایی باقی مانده است، چرا که امکانهای روایی گستردهای برای داستانپردازی فراهم میکند.
۵. توانایی فضاپیماهای انسانی برای عبور سالم از سیاهچاله

پشتوانه علمی فیلم Interstellar ساخته کریستوفر نولان بهدلیل دقت بالایش تحسین شده است، بهویژه از آن جهت که ظاهر یک سیاهچاله را با دقتی قابلتوجه پیشبینی کرد؛ آن هم پنج سال پیش از آنکه نخستین تصویر واقعی از این پدیده توسط تلسکوپ افق رویداد در سال ۲۰۱۹ ثبت شود. با این حال، حتی این فیلم دقیق و پژوهشمحور نیز نتوانست در برابر وسوسه نمایش زنده ماندن یک فضاپیمای انسانی در برابر نیروهای گرانشی یک سیاهچاله مقاومت کند. بیشتر فیزیکدانان بر این باورند که هر چیزی که به افق رویداد یک سیاهچاله نزدیک شود، بهطور کامل دچار کشیدگی، تغییر شکل و نابودی خواهد شد. هرچند از نظر تئوریک عبور از یک سیاهچاله به مکانی دیگر منتهی شود، اما مشکل اصلی در زنده ماندن در برابر اثرات گرانشی عظیم آن نهفته است.
۴. انسانها بهعنوان باتریهای زیستی کارآمد
دشمنان هوش مصنوعی پیشرفته در The Matrix با تبدیل انسانها به باتریهای زیستی، بشریت را به بردگی میکشند. این ایده بر این واقعیت استوار است که زیستالکتریسیته در نتیجهی فرایندهای طبیعی بدن تولید میشود و هر انسان دارای بار الکتریکی ذاتی است. با این حال، در دنیای واقعی، توان خروجی بدن یک انسان در حالت استراحت، معادل توان یک لامپ الکتریکی ۱۰۰ وات است. این میزان انرژی چندان قابلتوجه نیست، بهویژه برای یک تمدن رباتیک در مقیاس جهانی. هرچند این خطای علمی به اندازه برخی اشتباهات دیگر سینمایی رایج نیست، اما بهدلیل محبوبیت فوقالعاده The Matrix، به یکی از بزرگترین افسانههای علمی سینما تبدیل شده است.
۳. آسان بودن تبدیل هوش مصنوعی به موجودی خودآگاه
فیلم علمیتخیلی Bicentennial Man که در آستانه آغاز قرن ۲۱ ساخته شد، بر اندرو تمرکز دارد؛ یک اندروید پیشرفته مبتنی بر هوش مصنوعی که برای نگهداری خانه و انجام وظایف خانگی برنامهریزی شده است. محور اصلی فیلم، شکلگیری تمایل اندرو برای انسان شدن است. این ایده، یکی از مفروضات کلاسیک ژانر علمیتخیلی به شمار میآید که برداشت مخاطبان از انسانیت و تکامل فناوری را به چالش میکشد. با این حال، در دنیای واقعی، تکامل هر سامانه هوش مصنوعی فراتر از چارچوب برنامهنویسی اولیه آن غیرممکن است. یک هوش مصنوعی تنها در صورتی میتواند به خودآگاهی برسد که اساساً برای چنین قابلیتی برنامهریزی شده باشد؛ آن هم در صورتی که مهندسان نرمافزار اصلاً بتوانند تعریف دقیقی از مفهوم خودآگاهی ارائه دهند. با وجود این محدودیتها، خودآگاهشدن ناخواسته هوش مصنوعی همچنان یکی از رایجترین برداشتهای نادرستی است که فیلمها همواره درباره رباتها تکرار میکنند.
۲. بیصدا بودن کامل صداخفهکنها
صحنه درگیری با سلاح مجهز به صداخفهکن در متروی شهر، با محوریت شخصیت جان در John Wick: Chapter 3 – Parabellum، نمونهای روشن از یک دروغ فناورانه رایج در فیلمهای اکشن است: اینکه صداخفهکنهای متصل به سلاح، صدای شلیک را بهطور کامل حذف میکنند. بسته به کالیبر و نوع مهمات مورد استفاده، سطح صدای متوسط یک سلاح گرم معمولی بین ۱۴۰ تا ۱۸۰ دسیبل قرار دارد. از آنجا که حتی پیشرفتهترین صداخفهکنها تنها میتوانند این میزان را حدود ۳۰ دسیبل کاهش دهند، در بهترین حالت، صدای شلیک به سطحی مشابه صدای یک چکش بادی در نزدیکی یا بوق یک خودرو میرسد. در واقع، تولیدکنندگان تجهیزات سلاح گرم نیز برای توصیف دقیقتر قابلیت فنی این ابزارها، بهجای واژه صداخفهکن، آنها را سرکوبکننده صدا مینامند؛ چرا که این وسایل تنها میتوانند صدا را کاهش دهند، نه حذف کامل.
۱. انفجار بسیار آسان خودروها
پس از آنکه خودروی میتسوبیشی اکلیپس برایان اوکانر در نخستین فیلم The Fast and the Furious هدف گلولههای متعدد قرار میگیرد، خودرو دچار آتشسوزی شده، منفجر میگردد و حتی شعلههایی سبزرنگ پخش میکند؛ اتفاقی که در فیلم به وجود نیتروس اکساید یا NOS در خودرو نسبت داده میشود. در دنیای واقعی، بنزین دقیقاً به این دلیل در موتورهای احتراقی استفاده میشود که پایدار است و اگر مخزن سوخت مستقیماً هدف گلوله قرار گیرد، بهسادگی منفجر نمیشود. نیتروس اکساید حتی از بنزین نیز پایدارتر است و اساساً با شعلههای سبزرنگ مشتعل نمیشود. این مورد یکی از معدود صحنههایی است که خودروها بهطرزی غیرعادی بهسادگی منفجر میشوند، چرا که این مجموعه در موارد متعدد دیگری نیز راههای گوناگونی برای نادیدهگرفتن قوانین فیزیک پیدا کرده بود.
منبع:دیجینوی


