چرا رها کردن عادتهای بد اینقدر سخت است؟
اگر تا حالا سعی کردهاید هوس شیرینی را به عنوان یکی از تصمیمهای سال نو کنار بگذارید و بعد از چند روز شکست خوردهاید، احتمالاً با خودتان فکر کردهاید مشکل از ارادهتان است.

اگر تا حالا سعی کردهاید هوس شیرینی را به عنوان یکی از تصمیمهای سال نو کنار بگذارید و بعد از چند روز شکست خوردهاید، احتمالاً با خودتان فکر کردهاید مشکل از ارادهتان است. اما خبر بد (یا خوب) این است که مسئله خیلی شخصی نیست. مشکل اصلی، مغز شماست؛ مغزی که به طرز عجیبی بلد است عادتهای بد را حفظ کند و حتی تقویتشان کند.
تحقیقات جدید نشان میدهد وقتی یک عادت شکل میگیرد، رد عمیق و ماندگاری در مدارهای خاصی از مغز به جا میگذارد. این تغییرات باعث میشوند مغز ما، حتی وقتی پاداش واقعی حذف میشود، همچنان ما را به سمت تکرار همان رفتار هل بدهد. به زبان ساده: مغز یاد میگیرد «هوس داشتن» را ادامه دهد، حتی وقتی منطقی برایش وجود ندارد. در این مقاله به طور ساده برای تان توضیح داده ایم که چرا مغز ما عاشق عادت های بد است.
عادت فقط تکرار نیست، بازنویسی مغز است
مطالعهای که در ۲۱ ژانویه در مجلهی علمی Neuron منتشر شد و توسط پژوهشگران دانشگاه دوک انجام گرفت، نگاه دانشمندان به شکلگیری عادتها را عمیقتر کرده است. این تحقیق نشان میدهد عادتهایی مثل مصرف قند، نهتنها یک رفتار تکرارشوندهاند، بلکه مدارهای عصبی مغز را عملاً بازآرایی میکنند.
نیکول کالاکوس، پژوهشگر ارشد این مطالعه، میگوید:
«شاید روزی بتوانیم این مدارها را مستقیماً هدف بگیریم تا عادتهایی را که میخواهیم تقویت کنیم و آنهایی را که نمیخواهیم، تضعیف کنیم.»
این یعنی عادت، چیزی نیست که صرفاً با «تصمیم قویتر» ناپدید شود. وقتی مغز یاد گرفت، یادش به این راحتی پاک نمیشود.
آزمایش روی مغز؛ وقتی موشها هم ولکن نیستند
برای بررسی دقیقتر، پژوهشگران موشهای سالم را آموزش دادند تا با فشار دادن یک اهرم، مقدار کمی شیرینی دریافت کنند. بعد از مدتی، این رفتار تبدیل به عادت شد. نکتهی جالب اینجاست:
حتی زمانی که شیرینی حذف شد، موشهای عادتکرده همچنان اهرم را فشار میدادند. این دقیقاً همان چیزی است که در انسان هم میبینیم؛ خوردن بدون گرسنگی، چککردن گوشی بدون پیام، یا ادامهی عادتی که دیگر لذتی هم ندارد.
پای گانگلیونهای پایه وسط است
محققان بعد از شکلگیری عادت، مغز موشها را بررسی کردند و تمرکزشان روی بخشی از مغز به نام گانگلیونهای پایه بود؛ ناحیهای که نقش کلیدی در کنترل حرکت، رفتارهای اجباری و حتی اعتیاد دارد.
در این ناحیه، دو مسیر اصلی وجود دارد:
مسیر «برو» (Go): که مغز را به انجام یک عمل تحریک میکند
مسیر «ایست» (Stop): که جلوی انجام عمل را میگیرد
بهطور طبیعی، این دو مسیر باید با هم تعادل داشته باشند.
کشف عجیب: مسیر ایست هم فعالتر میشود!
انتظار دانشمندان این بود که در عادتهای بد، فقط مسیر «برو» بیشفعال شود. اما نتایج چیز دیگری نشان داد. در موشهایی که به قند عادت کرده بودند، هر دو مسیر «برو» و «ایست» فعالتر شده بودند.
اما تفاوت اصلی کجا بود؟
در زمانبندی.
در مغزهای عادتکرده:
مسیر «برو» زودتر فعال میشد
مسیر «ایست» با تأخیر وارد عمل میشد
در مغزهای بدون عادت:
اول «ایست»
بعد «برو»
همین چند میلیثانیه اختلاف، کافی است تا رفتار از کنترل خارج شود.
عادت آنقدر واضح است که از روی مغز قابل تشخیص است
این تغییرات آنقدر پایدار و واضح بودند که پژوهشگران میتوانستند فقط با نگاه کردن به بافت مغز، تشخیص دهند کدام موش عادت دارد و کدام نه. یعنی عادت، یک اثر موقتی نیست؛ امضای عصبی دارد.
نکتهی جالبتر این بود که این تغییر فقط محدود به یک نوع خاص از سلولهای مغز نبود، بلکه در کل ناحیهی گانگلیونهای پایه دیده میشد. همین موضوع میتواند توضیح دهد چرا:
«یک عادت بد، راه را برای عادتهای بد دیگر هم باز میکند.»
آیا میشود عادت را شکست؟
محققان برای پاسخ به این سؤال، شرایط را عوض کردند. این بار موشها فقط زمانی پاداش میگرفتند که اهرم را فشار ندهند. بعضی از آنها موفق شدند عادت را کنار بگذارند.
بررسی مغز این موشها نشان داد:
مسیر «برو» در آنها ضعیفتر شده بود
اما مشکل اینجاست که گانگلیونهای پایه در کارهای حیاتی زیادی دخیلاند. بنابراین هدف گرفتن مستقیم این ناحیه با دارو، میتواند عوارض جدی داشته باشد.
آینده درمان عادتها؛ از مغناطیس تا رفتار
برخی پژوهشگران در حال بررسی استفاده از تحریک مغناطیسی ترانسکرانیال (TMS) برای درمان اعتیادهای شدید هستند. این روش غیرتهاجمی است و از طریق تحریک قشر مغز، بهطور غیرمستقیم روی گانگلیونهای پایه اثر میگذارد.
اما برای عادتهای روزمره و «معمولی» مثل پرخوری، مصرف قند یا اهمالکاری، کالاکوس میگوید:
«همان راهکارهای رفتاری سادهای که اغلب امتحان میکنیم، احتمالاً روی همین مدارها اثر میگذارند. فقط هنوز دقیق نمیدانیم کدامشان مؤثرترند.»
جمعبندی: تقصیر اراده نیست، معماری مغز است
این تحقیق نشان میدهد مغز ما طوری طراحی شده که عادتها را حفظ کند، نه حذف. وقتی رفتاری به عادت تبدیل شد، مغز زودتر فرمان «برو» را صادر میکند و دیرتر ترمز میگیرد.
پس اگر ترک عادتهای بد سخت است، نه به خاطر ضعف شما، بلکه به خاطر قدرت یادگیری مغزتان است. خبر خوب این است که همین مغز، اگر درست هدایت شود، میتواند عادتهای خوب را هم به همان اندازه عمیق و ماندگار بسازد.
منبع:خبرنامه


